السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
571
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
و گويى كه « دهلوى » از آنجا كه خواستار يارى سه شيخ است ، نمىداند - يا توجّه ندارد كه سخنش چه مفاسدى را به بار مىآورد ! ! 3 - لزوم بستهشدن باب الزام بلكه اين سخن ، بستهشدن باب الزام و احتجاج را لازم مىآورد و آن مهمترين باب علم كلام و مناظره است ؛ چون هر دو طرف متخاصم به روايتهاى ديگرى حجّت و دليل مىآورد تا او را به آن ملزم كند و هر آينه هر يك از آن دو مىتواند اين سخن را در پاسخ به ديگرى بگويد و آنگاه باب مناظره بسته مىشود و تمام استدلالهاى متكلّمين در ديگر كتابهاى كلام باطل مىشود . 4 - وجه استدلال شيعه استدلال اهل حق به حديث « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » با نقل اهل سنّت در كتابهايشان نه از آن جهت است كه آنها معتقد به صحت و اعتبار آن روايات هستند ؛ بلكه استدلال به آنها براى اتمام حجّت بر اهل سنت مىباشد و دعوت آنان به پيروى از آن و عمل به اقتضاى آن و بدينگونه آنچه « دهلوى » گفته ساقط مىشود و به آن اعتنا نمىشود . 5 - قاعده اقرار اگر قضيهى « اقرار خردمندان بر خويشتن پذيرفته است و بر غيرشان مردود است » « 1 » نزد همه خردمندان مسلّم باشد وازآن روكه حديث « مدينة العلم » رابزرگان و دانشمنداناهل سنّت روايت و نقل كردهاند ودلالت آن رابرامامت وخلافت بلافصل اميرالمؤمنين عليه السلام توضيح دادهاند ، لذا استدلال شيعه بر خواستهشان بر اساس روايتهاى اهل سنّت صحيح و درست خواهد بود و اين در نهايت متانت است .
--> ( 1 ) . اقرار العقلاء على أنفسهم مقبول و على غيرهم مردود .